|
اندوهی دیگر ... امروز که این سطور را مینویسم ۴۷ روز از سال نو میگذرد . سالی که همگی لحظه تحویل سال را با دعای (یا مقلب القلوب و الابصار...)آغاز کردیم و امیدها و آرزوهای فراوانی را در سر می پروراندیم.متاسفانه در همین شروع سال دو عزیز خود را از دست دادیم . دو عزیزی که ان شا الله خداوند روحشان را قرین رحمت بگرداند . و دردناکتر اینکه هر دو عزیز را به یک شیوه از دست دادیم :سانحه رانندگی و برخورد با تریلی (له شدن زیر چرخهای تریلی)در خیابان اصلی شهر . و هیچ کس ککش هم نگزید ... واقعا مسئول این اتفاقات چه کسی است و چه کسی میخواهد تاوان از دست رفتن عزیزان ما رابدهد. در اینجا به دنبال مقصر کردن شخص خاصی نیستیم چراکه همگی ما مقصران اصلی این حادثه هستیم . آخر تا به کی سکوت؟ روی سخنم با شما مردم بندر کنگ و حتی لنگه است شمایی که دبدبه و کبکبه تان نقل هر محفل است که ما فلان میکنیم و ما بهمان میکنیم پس چرا ساکت نشسته اید؟ مگر این دو عزیز،عزیزان شما نبوده اند؟چرا نباید شهری مانند لنگه و کنگ جاده کمربندی داشته باشد؟تا وسائل نقلیه سنگین از درون شهر رفت و آمد نکنند؟ روی سخنم با شما مردم کنگ است شماهایی که در جلسه های نماینده قبلی مجلس و هر جلسه اینچنینی دیگر هیچ پرده ای از ادب باقی نگذاشتید که چرا گمرک ما را فعال نکرده اید و همیشه فریادتان از برای همین بوده و کماکان نیز به فکر آبی و نانی بیش نیستید آیا لحظه ایی به"هوا"نیز فکر کرده اید؟آیا زبان نداشتید بگویید ما همه ساله چندین عزیز خود را در همین خیابان و به واسطه عبور و مرور وسائل نقلیه سنگین از دست میدهیم. به فکر جان ما باش!چرا نباید رانندگان بفهمند که این جاده در منطقه مسکونی قرار دارد و جایی برای کورس گذاشتن تریلی ها نیست.نه همه اینها از سکوت ماست؟اصلا این موضوع برایتان مهم بوده و یا اینکه هزینه ای که شما بابت رفت و آمد به گمرک لنگه پرداخته اید مهمتر بوده ؟ ایا قطار تریلی های بدون سوخت را که سراسر خیابان ورودی شهر را اشغال کرده اند را نمی بینید؟آیا هنوز باید سکوت کرد؟ تریلی ای که سرعت گیر جلوی دبستان معراج که هیچ چراغ قرمز فلکه ساعت نیز نمی تواند او را از سرعت باز دارد جان عزیزان شما را تهدید نمیکند؟ آقایان مسئول که زمین تحمل بار غرور شما را ندارد پس چرا ساکت نشسته اید چه کسی میخواهد تاوان خون عزیزان ما را بدهد؟ مطمئن باشید شما نیز در مرگ آنها دخیل هستید.حتما میخواهید بگویید که آنها خودشان قوانین را رعایت نکردند:به نظر شما اگر در هر دو حادثه ای که اتفاق افتاد وسیله مربوط تاکسی یا هر وسیله دیگر بود چنین اتفاقی می افتاد؟ باید توجه کنیم که هر دو عزیز به واسطه رفتن زیر چرخ تریلی جان خود را از دست دادند. شما به عنوان مسئول باید زمینه های خطر ساز را کاهش دهید و چون به وظیفه خود عمل نکرده اید مطمئن باشید در قیامت دامانتان از این لکه ها پاکیزه نخواهد بود و ما نیز به دلیل سکوتمان همرنگ شما خواهیم بود. در آخر در گذشت عزیزانمان" نعمتی واحمدنژادکنگی" را به همه مردم کنگ و خانواده این دو عزیز تسلیت می گوییم . انشا الله که دیگر شاهد این چنین موارد جانسوزی نباشیم. هر چند گفته اند: "سالی که نکوست از بهارش پیداست".
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط
|
ایده پردازی یا تقلید
در این نوشتار بر آنیم تا چند سطری را در مورد ایده و ایده پردازی بنویسیم
در دنیای مدرن امروزی بسیاری از شرکت ها و اشخاصی که سعی در پیشرفت دارند خواهان متفاوت بودن کار خود با دیگران هستند و برای این کار نیازمند یک فکر مبتکر و خلاق هستند و زمانی که به این فکر خلاق دست یابند و بتوانند کار خود را متفاوت از آنچه دیگران عرضه می کنند ، عرضه کنند تا مدت زمانی طولانی موفقیت از آن آنهاست، این شیوه همان نو آوری نامیده می شود و تا مدامی که یک فکر و ایده جدید تر و نوینی به وجود نیاید موفقیت با آنهاست . اما در کنار همین افراد با این خصوصیات اشخاصی هستند که قدرت تفکر و ابداع ندارند و منتظر فرصت هستند تا از فکر و ایده دیگران استفاده کنند این دسته از افراد موفقیتی کسب نخواهند کرد ویا اینکه موفقیت آنها سطحی و زود گذر است ، حکایت آن مرد نانوایی را دارد که جلو مغازه نانوایی بساط بنزین فروشی را به پا می کند ......؟
حال در فضای اجتماعی بندر کنگ از این قبیل افراد به وفور یافت می شوند که به دنبال فکر و ایده دیگران می باشند مثلا تا فلان شخص فلان مغازه را دایر می کند در فاصله یی کمتر از چندین هفته چندین مغازه با همان خصوصیات افتتاح می شود حال برایشان اهمیت ندارد که در این کار موفق می شوند یا نه واز سود و زیان احتمالی که به طور حتم در آخر نصیبشان می گردد اطلاعی دارند ،در نتیجه باعث به هم خوردن نظم بازار می گردد و در آخر تعطیل شدن انها و دوباره تکرار این سریال از ابتدا. نمونه بارز این نوع مسأله را می توان به نوار فروشی و ویدئوکلوپها اشاره کرد (با عرض پوزش از همه دوستان کلوپی)
همچنین در فضای مجازی نت گراها نیز این اتفاق به وضوح مشاهده می شود به محض اینکه یک بلاگ با فلان رویکرد پیدا شد چندین بلاگ به مانند آنها پیدا می شوند و بودن اینکه اطلاعی از رسالت خویش داشته باشند و یا اصلا اینکه هدفی داشته باشند شروع می کنند به نوشتن مطالبی که چندان سودی به حال جامعه ما نخواهند داشت. در این میان عده یی دیگر شروع به هتاکی و از بین بردن حرمت افراد حقیقی جامعه کرده اند که این کار بسیار نکوهیده ست.
این اتفاق بسیار ناخوشایندی ست که متاسفانه در جامعه ی کوچک کنگ مشاهده می شود، هرچند اکثر این افراد بی هدف ، بالاخره خسته خواهند شد اما بدترین اتفاقی که می توان تصور کرد بوجود آمدن جو بی اعتمادی مردم نسبت به فضای نت ها خواهد شد.
چیزی که باید این افراد مد نظر داشته باشند با توجه به شکل و محتوای نوشته های دوستان این است که به غیر از مردم کنگ بسیاری از غیر بومی ها نیز این نوشته ها را می خوانند و چون از دور به ماجرا نگاه می کنند چندان نظر جالبی در مورد ما نخواهند داشت و این نه تنها به سود جامعه ی کنگ نخواهد بود بلکه عواقب بسیار بدی نیز به همراه خواهد داشت و کسانی که به گمان خویش پیشرفت کنگ را خواستار می باشند باید به فکر جایگاه ما در نظر مردم دیگر نقاط و اینکه چگونه در مورد ما فکر خواهند کرد نیز باشند ،کما اینکه هر کس قلم را به دست می گیرد و مطلبی را می نویسد باید بداند که این قلم حق بزرگی بر گردن او خواهد داشت که اگر خطا بنویسد و یا باعث خطا شود عواقب آن متوجه خود اوست "ن والقلم و ما یسطرون" به امید روزی که جامعه یی بیدار ، زنده ، هوشیار و مبتکر داشته باشیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط
|
|
|